نامکتوب

یک روایت بی‌پایان

فهرست عناوین:

نانموده. چشم‌هایم را بستم. ادامه می‌دهم. در کوچه راه می‌رفتم. آن کژی همیشگی. پیچش کوچه. دست‌هاشان را بر کمر دال کرده بودند. در آن سحرگاهان زمستانی. از کوچه بالا می‌آمدم. از پله‌ها پایین رفتم. همۀ آن راه دراز را. آن خانه. صدایش را می‌شنوید؟ نامیدن. باید برمی‌گشتم. بلاتکلیفی. نجوای شیشه و آب. در سرسرا. سربرآورده از سکوت. لنگیدن. به دنبال فراموشی. سرش را بالا آورد و به من نگاه کرد. مدتی بعد، مدتی قبل. تو زانو زده بودی. ناقص‌الخلقه‌ها. بیست و هفت. آبشارهای پیاپی. بازی درمی‌آورم. شوخی. یغلاوی. روی پله‌ها. رفت و برگشت. شرح حال می‌تی و تی‌تی. ملال. آن‌جا جلوِ در. بطلان. ضربۀ پنالتی. اعداد. باز هم بیست و هفت. پوه! پایان بیست و هفت. شروع می‌شود. آن نام‌ناپذیر. جنون. در راه‌آهن. ریشه‌های ما کجاست؟ فرکانس‌های لعنتی. در پارک ماندن. توجه دارید؟ باید شلیک می‌کردم. مرور کن. انسانی! به همان‌اندازه انسانی! آغاز کتاب. در ستایش نوشتن. پدرم را بوسیدم. مروری بر گذشته. در مستطیل. مسئله این نیست. مسئلۀ مادر (می‌دانید؟ مادرتان کاغذی فرستاده است). لکۀ متعفن. خودتان را به فراموشی بزنید. عصیان. در اتوبوس. سیگار ممنوع است! یک تمثیل: وضعی که دچارش هستیم. پس از واقعه. یاسین به گوش خر. رؤیا. مادرتان برایتان نامه‌ای نوشته است. و باران تازه شروع به باریدن کرده بود. زود برگردید کارتان دارم. باید ادامه داد. رقیب. آن سم مهلکم. بوسه بر پیشانی. بالای تپه. من لعنتی. در جست‌وجوی ریتا. هفتمین روز. باید درها را قفل نگه می‌داشتم. دست از سرم بردارید. تک‌تکِ آن‌ها. آدم‌ها. ریتای ابوالبشر. پشت آن دیوارها. تن را به آب بسپار. می‌توانم بیایم تو؟ آتش بامدادی. جنگ جنگ جنگ. دست نازنین. هذیان. یادداشت‌ها (۲) سوار قطار. آن‌چه می‌ماند. یادداشت‌ها (۱) کارها. دخمه‌های ما را دیدار کن. آن سه نفر. روز آخر تعطیلات. نگهبان کاناپه‌ها. نگهبان دیگر. دونده. بند مخوف. چرا هیچ‌چی نمی‌گی؟ جوجه‌روشنفکرهای فقیر. حالا نمی‌شد این‌همه زیبا نمی‌شدی؟